۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

افتتاحیه

با یه سلامی به طعم نعناع

اومدیم، امیدواریم که محکم و قشنگ اومده باشیم.

اومدیم که یه کافه بسازیم، کافه ای دنج با عطر اسپرسوی تلخ! یه خلوتگاه برای زمانی که دلهامون گرفته از تمام دنیا و مشغله هاش!

شاید نتونیم کافه چی خوبی باشیم، شاید قهوه هامون زیادی تلخ باشه، شاید نور کافه مون کم باشه، شاید نتونیم تراس دلمونو واستون رزرو کنیم، شاید...

ولی اومدیم...

۴ نظر:

aria گفت...

موفق باشی آقا افشین .یه درخواستی داشتم . میشه به منم تو کافتون کار بدین ؟؟؟ . البته اگه لیاقت کافتونو دارم . لیاقت بچه های باحالی مثل آقا افشین و آقا کیا . و فرد با معرفتی ! چون هانی خانوم . منتظر جوابتون هستم . یا تو وبلاگم . یا آیدی یاهو : sinsin486 . موفق باشید . یا حق

SpresSo گفت...

ghahve bayad talkhe talkh bashe, ke mazzeye zendegi ro bede, ta yademoon bashe hanooz zendeim..!

هانی گفت...

ولی اومدیم...‍!!ایدوارم تراس دلتون هیشوخ واسه من پر نشه..اخه می دونی که..من شانس ندارم:))

کافه چی افشین گفت...

ممنون آریا جان
آره، ما معمولا قهوه تلخ میخوریم;)

هانی خانوم تراس ما به نام خودتونه