۱۳۸۹ شهریور ۷, یکشنبه

دربان

در را که باز میکنم نسیم خنک صبحگاهی صورتم را نوازش میدهد. تازه چند روزیست که به اینجا امدم. در این ساختمان ماله من است. من تنها نگاه میکنم گذر ورود شما را بر در این کافه.. گاه گاهی هم شاید نوشتم چند کلامی از خودم..کافه .. کافه چی های این کافه دور... و کسانیکه شاید روزی در فرار از غوغای بیرون گوشه ای به این کافه بزنن و از مرز شلوغی و سکوت که من در ان ایستاده ام پا به کافه گذارند... سیگاری اتش میزنم و دست در جیب فرو میبرم. کاغذی در جیبم مانده است .. انرا امروز بر سر در این کافه میگذارم... یک نوشته ساده:
سلامی برای شروع یک کافه تازه. یک نامه جدید. و شاید یک نگاهی نو... به شبانگاهان من و تو..کافه چی های غریب این کافه خانه...جایی برای کافه کا

اری اینجا جایی است برای من و تو...برای کافه چی های این کافه... جایی برای یک خنده و گریه... جایی شاید برای یک کار نو

۱۳۸۹ شهریور ۵, جمعه

افتتاحیه*

دوس دارم جلوی در ازین چیزا بذارم که هر وقت یکی میاد تو، زیلینگ زیلینگ میکنه! آخه می دونین می ترسم یهو یکی وارد شه و ما اونقدر سرگرم باشیم که نفهمیم مشتری اومده..می دونین که..کافه جای شلوغیه و هر دو نفری بخوان در باره دموکراسی و کله پاچه صبح حرف بزنن دیگه صدا به صدا نمی رسه، ما هم که مشغول تهیه سفارشاییم...اِه! ببخشید یادم رفت بگم..من هانی هستم یکی از کافه چی های این کافه و رفیق شفیق اون دو تای دیگه..!
کافه ی ما جای کساایی هست که دنبال یه جای دنج می گردن تا با کسی که رو به روشون نشسته از دغدغه هاشون حرف بزنن..حرفایی که دوست ندارن کسی واسش آمار بده یا تایید و ردش کنه..و بفهمه که؛ چه خوب! یکی دیگه هم مثل من به این چیزا فکر می کنه! این کافه ی ما حرفاش از همون دغدغه هاس، می نویسیم تا بدونبن ما می تونیم به چیزای پنهونیه توی دلتون ناخنک بزنیم!!
خلاصه جونم واستون بگه که اینجا جای آدمای با صفاست..امیدوارم از مطالب خوشتون بیاد و بتونیم خوب پذیرایی کنیم و هر چه زودتر مشتری ثابت های کافه معلوم شن...!

۱۳۸۹ شهریور ۳, چهارشنبه

افتتاحیه

با یه سلامی به طعم نعناع

اومدیم، امیدواریم که محکم و قشنگ اومده باشیم.

اومدیم که یه کافه بسازیم، کافه ای دنج با عطر اسپرسوی تلخ! یه خلوتگاه برای زمانی که دلهامون گرفته از تمام دنیا و مشغله هاش!

شاید نتونیم کافه چی خوبی باشیم، شاید قهوه هامون زیادی تلخ باشه، شاید نور کافه مون کم باشه، شاید نتونیم تراس دلمونو واستون رزرو کنیم، شاید...

ولی اومدیم...